مراسم مذهبي- سنتي قاليشويي

| نوشته شده توسط محمود نظری |
| چهارشنبه ۰۷ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۰ |
|
مشهد اردهال كه در ميان مردم محلي به مشهد قالي مشهور در دومين جمعه از ماه مهر پر از زائريني است كه از مناطق مختلف بويژه روستاي اطراف در آنجاحضور پيدا ميكنند. زائرين علاوه زيارت امامزاده سلطانعلي ابن محمد باقر و برگزاري آيين سنتي – مذهبي قاليشويي،به زيارت شاهزاده حسين نيز ميروند. همچنين مردم به سر مزار سهراب سپهري (كه در پايين يكي از گلدستههاي امامزاده سطانعلي ابن محمد باقر قرار دارد) با نثار فاتحه روح او را شاد مينمايند. روايت است مردم فین کاشان در سال ۱۱۳ هجری قاصدی را به مدینه نزد امام محمد باقر فرستاده بودند و از او درخواستند پيشوايي براي آنها بفرستد.امام فرزند خود سلطانعلی (برادر امام جعفر صادق ) را رهسپار ایران و شهر کاشان کرد.امامزاده به کاشان رسید و در محله فین بزرگ ساکن ميگردد و تابستان به دلیل گرمی هوا به منطقه اردهال میرفت.چند سالی اوضاع بدین صورت بود تا اینکه امامزاده سلطانعلی از نفوذ زیادی در بین مردم برخوردار گشت و این باعث ترس حاکم اردهال شد. وی سپاهی را برای قتل حضـرت سلطان علی به منطقـه ميفرستد و در یک جنگ نابرابر که ۱۳ روز طول کشید، امام و یارانش در منطقه ییلاقی اردهال به شهادت میرسد. مردم فین پس از شنیدن اين خبر سراسیمه به طرف اردهال حرکت میکنند، ولی زمانی میرسند که حضرت به شهادت رسیدهاست. آنها حضرت را در قالی میپیچند و در نهر آبی که در شاهزاده حسين است، شستشو میدهند. چوبهایی که مردم فين بدست میگیرند دو روایت دارد. روايت
اول اینکه برای شستن پيكر امامزاده است و دوم اینکه افراد آنها را به
نشانه خونخواهی به دست میگیرند. علاوه بر مراسم قاليشويي عدهايي ديگر نيز
به تعزيه خواني نيز مي پردازند. مردم روستاي ما كه فاصله چنداني با مشهد اردهال ندارند، در اين روز سعي دارند در اين مراسم حضور پيدا كنند. در زمانهاي گذشته مردم بوسيله الاغ و قاطر به مشهد اردهال ميرفتند. بر اين اساس از روز پنجشبه مردم بتدريج از مسير ميانبر چاله ارمك و مشهد اردهال خود را به آنجا ميرسانند. برخي نيز در اين روز با قاطر افراد را به مشهد برده و از آنها كرايه دريافت مينمودند. محل سكنا پشت زيارت و در مجاورت كوه بود. خانوادهها بصورت انفرادي يا چند خانواده در گوشه اي بساط خود را پهن ميكردند. از انجا كه مجبور بودند شب را در اين مكان بيتوته نمايند، علاوه بر وسايل معمولي ، لحاف و تشك نيز با خود به همراه مياوردند. از سوي ديگر چون امكان پخت غذا در مشهد اردهال محدود بود مردم (همانند سيزدهبدر) غذا اين دو روز را در منزل تهيه ميكردند. غذاهاي غير آبكي مانندكتلت گوشتي (شامي) كوكوسيبزميني و كوكو سبزي با برنج از غذاهاي مرسوم بود. سپس براي روستاي دورتر همانند روستاي ما بتدريج رفتن با الاغ و قاطر منسوخ شد و مردم با ماشين به مشهد ميرفتند. مرحوم محمدعلي حياتي در روز پنجشنبه رفتن خود به كاشان لغو ميكرد و مردم را در چندين سرويس به مشهد اردهال ميبرد. افراد كه تاز عروس گرفته بودند، عروس را به اتفاق خانواده خود و خانواده عروس در اولين سرويسها به مشهد اردهال ميبردند. همچنين رفتن مشهد براي كودكان جذابيت داشت. چرا كه با رفتن به آنجا ضمن خوردن تنقلات مختلف كه در روستا نبود، اقدام به خريد براي خود نيز ميكردند. با پايان يافتن مراسم قاليشويي و سپس اقامه نماز ظهر و عصر و صرف ناهار بتدريج مشهد اردهال را ترك ميكردند. گاهي اوقات نيز باد و بوران مزيد علت ميگرديد و مردم سعي داشتند، هرچه سريعتر به موطن خود برگردند. همانگونه كه در ابتدا اشاره شده كه آرمگاه سهراب سپهر نيز در اين مكان واقع شدهاست و اين ايام نيز مصادف با تولد او نيز ميباشد، بي مناسبت نميباشد كه سخن را با بخشي از شعر مشهور صداي پاي آب او به پايان رسانيم. اهل کاشانم |
