ما شیخ وواعظ کمتر شناسیم
شعری از مهدی فرجی
زنی که عقل دارد عشق را باور نخواهد کرد
که زن با شاعر دیوانه عمرا سر نخواهد کرد
مبادا بشنود یک تار مویش زلّه ام کرده
که دیگر پیش چشم ام روسری بر سر نخواهد کرد
خرابم کرد چشم گربه ای وحشی و می دانم
عرق های سگی حال مرا بهتر نخواهد کرد
نکن...مستم نکن من قاصد دردآور عشق ام
که شاعر چون لبی تر کرد، چشمی تر نخواهد کرد
جنون شعر من را نسل های بعد می فهمند
که فرزند تو جز من جزوه ای از بر نخواهد کرد
برای دخترت تعریف خواهی کرد: من بودم
دلیل شور «مهدی» در غزل...باور نخواهد کرد
بگویی، می روم زخم ام زدی اما نترس از من
که شاعر شعر خواهد گفت اما شَر نخواهد کرد...
مهدی فرجی
.
برچسبها:
مهدی
,
فرجی
,
شعر
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23:15 توسط مهدی |
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
دی ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
BLOGFA.COM